تبليغاتX
تنها غزل

تنها غزل

بی تو هرگز نمی خوام به آرزوهام برسم ... با تو عمری می تونم به هر چی می خوام برسم

پاییز پادشاه فصل ها

خدایا چنان کن سر انجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

 

ثانيه هاي  منتظر و آسمان دل گرفته

ابرهاي رقصان و برگ هاي  گريان

حياط كوچك دل و دل پر زده ي من .

                        ***

دلم گرفته اين روزها ...

آسمان دل گرفته شهرم و باران بي پايان پائيزي  كه مدام بر شيشه هاي پنجره ي احساسم فرو ميريزد و غارتگر يادت شده است .

برگهاي همسفر باد و سوز اشكهاي  پربهانه ام و بغض هاي هميشه فرو خورده اي ...كه اين روزها عجيب  ميل به شكفتن دارند .

اين روزها منتظرم ،

                              منتظرم ،

                                            منتظر...

در انتظار دستي كه در نخستين  سپيده عشق پنجره ي  احساسم را از هم بگشايد و برگهاي زرد و سرخ دفترچه ي خاطرات  گذشته ي نمورم را رهسپار افقهاي دوردست كند و  مرا از پس ابرهاي باراني و خاكستري به جرعه اي خورشيد مهمان كند .  اين روزها با بهانه و بي بهانه گريه ام مي گيرد ....

همه اش تقصير اين آسمان دل مرده ي آبان است . همه اش زير سر ابرهاي خاكستري پائيزاست . همه اش.. . اصلا ...

نه ابرهاي دل مرده آبان و نه آسمان خاكستري حوالي احوالم و نه حتي  كبوتران پرقيچي  آسمان دلم ، هيچ كدام نمي دانستند رهسپار كدامين افق شده است  .

كبوتر جلدي و چشم و گوش بسته دلم ! كه با پر شكسته از قفس سينه ي تنگم  پر زده اي و به هواي پر زدن در بيكران چشمان پرنده اي ، دانه خور دستان مهرباني اش  شده اي ...هركه نداند من كه مي دانم ...

دلم گرفته اين روزها ، به خدا دلم عجيب گرفته است . به آسمان ابري شهرم قسم  كه اين بغض بد ريشه امانم را بريده است ، دلم تنگ است اين روزها ....

 

آبان ماه چقدر بوي شعر هاي عاشقانه حافظ  را مي دهد. می دانی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 10:21  توسط مسافر تنها...  | 

 

به مد پرستان بگویید آخرین مد کفن است....

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 9:57  توسط مسافر تنها...  |