تبليغاتX
تنها غزل

تنها غزل

بی تو هرگز نمی خوام به آرزوهام برسم ... با تو عمری می تونم به هر چی می خوام برسم

یا علی مدد

السلام علیک یا عقیله بنی هاشم یا زینب الکبری

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

اعتکاف

راهي به سوي دوست

هرگز نمي توان ارزش همه زمانها را برابر دانست، چنان که نمي توان همه مکانها را برابر شمرد. برخي زمانها و مکانها ارزشي والا دارند. ماه رجب ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهاي شيطاني از آيينه دل است؛ ماه ولايت و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف است. در اين ماه، که هنگامه تحول است، عاکفان کوي دوست، با حضور در صحن و سراي دوست، پله هاي سوک را پيموده و پله پله به خدا نزديکتر مي شوند. معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و ديگر اعمالش مايه تقرب است. در خانه دوست، سفره ايي از مغفرت و بخشايش گسترده شده و عاکف با صيقل روح و روان، زنگار گناه از دل مي زدايد و مهياي ضيافت بزرگ در ماه وصال مي گردد. ماهي که عشاق از سفره پرفيض الهي، لقمه هاي راز بر مي چينند و عطر قرآن از ژرفاي دل بار يافتگان، مشام جان را مي نوازد.

 

امسال که قسمت نشد  با از دست دادن این سه روز ارزشمند  آهي ماند و افسوسي که به هيچ نيرزد .امیدوارم سال دیگه عمری باقی باشه منم بتونم از معتکفان باشم.

التماس دعا

میلاد مولود کعبه مبارک

 

               زلیلا من شینیدم یا علی گفت               به مجنون چون رسیدم یا علی گفت      

 

      مگر این وادی دارلمجنون است              که هر دیوانه دیدم   یا علی گفت 

      نسیمی غنچه ای را باز می کرد              به گوش غنچه کم کم  یا علی گفت

             چمن با ریزش باران رحمت                   دعا یی کردو او هم یا علی گفت         

       خمیر خاک آ دم را سر شتند                 چو بر می خواست آدم یا علی گفت

 مسیحا چو دم از اعجاز می زد                زبس بیچاره مریم یا علی گفت

      به فرقش کی اثر می کرد شمشیر             گما نم ابن ملجم هم یا علی گفت   

    مگر خیبر ز جایش کنده می شد                یقین آنجا علی هم یا علی       

یا علی حیدر مدد

سلام دوستان

یکی دو روزنیستم پیشاپیش میلاد باسعادت محمد بن علی بن موسی الرضاحضرت جواد الائمه علیهما السلام خدمت همه شما تبریک عرض می کنم.

 

ای خدای جود، ای جود خدا

 

مقصد مخلوق و مقصود خدا

خاک کویت مُهر ارباب کرم

 

ریگ جویت دُرّ نایاب کرم

کاظمین است کعبه بیت الحرام

 

آسمانها را مطاف صبح و شام

ما همه عبئیم و تو خیرالعباد

 

ما گدا و تو جواد ابن الجواد

ای ترابت طینت ماه رجب

 

ای جمالت زینت ماه رجب

ماه گردون سائلت را دست بوس

 

آفتاب دیده شمس الشموس

تکرار کربلای حسینی دوباره شد

یا حضرت رقیه(س)

عجب رسمیه رسم زمونه

دختر ارباب کنج ویرونه

صداش گرفته بس ناله کرده

پای کوچولوش آبله کرده

 

یابن الحسن ز لطف بر حزب الله نظاره کن

درد جهان شیعه تو از لطف چاره کن

یک سو فتاده پیکر طفلی به روی خاک(   یا حضرت رقیه )

یک سو تنی از جور عدو گشته چاک چاک

آقا جان باز آ نماز کن بر آن پیکران پاک

 

مسلمانان چرا ساکت نشستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا می دونی  این چند روز برام مشکلاتی بوجود اومده که شبها رو  تا صبح سر کردم که بتونم براشون راه حلی پیدا کنم ولی  ...... !!!!ولی ای خدا با دیدن این صحنه ها ما تمام مشکلاتمونو فراموش می کنیم.خدایا یعنی وقتش نرسیده آقامون بیاد؟؟؟خدایا ما طاقت دیدن این صحنه هارو نداریم .

 

تا حالا فکر کردین آخه این بچه ها چه گناهی کردن؟؟؟

یا امام حسین(ع) دقیقا داره کربلات تکرار می شه .پیکر های روی خاک افتاده ،طفلهای کوچولو(سه ساله ها......

یا ابالفضل العباس (ع)

اگه توی این ماه پر فضیلت روزه گرفتین موقع افطار فرج آقا رو از خدا بخواین .مظلومهای عالم و یادتون نره...

یا مهدی ادرکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 10:32  توسط مسافر تنها...  | 

حرام شد به لبم نام هر که غیر توست......

با ذکر امروز شروع می کنم

یا قاضی الحاجات

و یا رقیه (س)ادرکنی

با سلام و آرزوی طول عمر                                       که زمانه این زمان نمی دهد

تقدیم با عشق

(تنها غزل)

 

غزال سرکش شعرم بهار یعنی عشق                     و سمت مبهم این انتظار یعنی عشق

حرام شد به لبم نام هر که غیراز توست                 سکوت این دو لب روزه دار یعنی عشق

 

 

 

غزل برای تو گفتم که امتداد بهاری                     و در طراوت چشمت به جز ستاره نداری

پرازکرامت ابری و من به خاطر این دل               در التماس دو چشمت نشسته ام که بباری

همیشه صادق و پاکی در آستانه یک غم                تو از کدام قبیله کدام ایل و تباری

کنون که یخ زده مانده چهار فصل نگاهم                بیا که داغ دلت را به چشم من بگذاری

غروب می رسد آخر من به حرمت فردا               غزل برای تو گفتم که امتداد بهاری

 

 

 

تنهایی

تنهای ام را باور کن باور کن که در نظرم پرستو ها مانند دانه های سیاهند و چلچله ها مانند ابرهای سپید باور کن تنهایی ام را تنهایی که همچون برف سرد است و همچون سنگ خاموش خاموش خاموش!!!

باور کن بی تو هیچ چیز و هیچ کس را نمی بینم هیچ چیز و هیچ کس حتی ماه و خورشید را .باور کن که بی تو زندگی معنا ندارد پوچ است پوچ و بی معنی . این تنهای مرا همچون اسب سیاهی با خود به اعماق زمین  خواهد برد.

سپس با اسب سپید عشق بیا تا با هم در آسمانها سفر کنیم و به آنها که به تنهایی ما دلخوش بودند بخندیم......

 

 

غم نهانخانه دلم اشکهای سوزان چشمانم نوای غمگینی که از لبانم می شنیدی برایت این سر را فاش نکرد!!!که دوستت دارم....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 15:7  توسط مسافر تنها...  |