و ناگهان چقدر زود دیرمی شود...........

آدمک آ خر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست که در جاست بخند
آدمک نغمهء آغاز بخوان
به خدا آخر دنیاست بخند

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:52  توسط مسافر تنها...
|
