۲۹ خرداد درگذشت دکتر علی شریعتی

و دوست داشتن برتر از عشق
و دوست داشتن..
دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز هنگام با آن اوج مي يابد .
دکتر شریعتی

پرنده دل من هنوز بی آشیونه است
بیا پر از امیده هنوز این دل خسته..........

آهنگ وبلاگ و عوض کردم نظرتون چیه؟
ای الهه ناز با دل من بساز...........
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 12:17  توسط مسافر تنها...
|
خدایا تو با امتحانهایت آدم ها را بزرگتر می کنی .شاید آخر امتحانهایت یک پله به تو نزدیکتر شوند.خدایا خوشحالم امتحانم می کنی!!
سفید و سیاه
تا حالا به این فکر کردید که چرا سفیدی روی سفیدی مشخص نمی شه تا حالا با گچ سفید روی دیوار گچی سفید کشیدید، درسته؛ اصلا مشخص نمی شه حلا هر چقدر هم که می تونی گچ رو روی دیوار فشار بده و پر رنگ تر بنویس، هر چقدر که پر رنگ تر بنویسی و چندین بار روی همان نوشتت با گچ حرکت کنی، هیچی مشخص نمی شود، اما کافیه یک رنگ تیره رو روی دیوار سفید امتحان کنی اون موقع سفیدی دیوار و تیرگی گچ مشخص می شه عشق خدا هم مثل اون گچ و دیوار است
تا حالا به این فکر کردید که چرا خدا خودشو به ما نشون نمی ده و بیشترین چیزایی که ما از وجودش دیدیم آیة یا نشانه های وجود داشتنشه، تا حالا به این فکر کردید که چرا به حرفای خدا آیة می گیم آیة یعنی نشانه، نشانه یعنی ردپا و ردپا هم نشانی از وجود.
من فکر می کنم که شاید به خاطر این خودشو نشون نمی ده چون اون موقع ما دست به هر کاری می زدیم تا به اون برسیم همیشه به این فکر می کنم که وقتی ما بر سر یک دوراهی می ایستیم و دو طرفه راه رو می بینیم انتخاب ما همیشه بهترین راه است یعنی اینکه همیشه ما بهترین چیزا رو توی زندگیمون انتخاب می کنیم، بهتیرین لباس، بهترین خونه، بهترین ماشین و بهترین… اگر هم نتونیم بهترینو داشته باشیم، توی ذهنمون خواستار بهترینیم، به قول یکی از دوستام بهترین نوع عشق اونیه که گفته نشه و یا آشکار نشه و خود معشوق، عاشق بشه، یعنی اگه خدا بخواد خودشو نشون بده و طرف دیگه ی دوراهی قرار بگیره اصلا عشق معنایی پیدا نمی کنه. شاید هم اصلا نتونیم اسمشو عشق بذاریم، می تونیم اسمشو بذاریم جاذبه، که ما رو مجذوب خودش می کنه و چون خدا هم که می تونه بهترین و کامل ترین در نظر ما باشه اگه خودشو بر ما آشکار کنه هیچوقت فرق بین عاشق و مجذوب آشکار نمی شه، اما عاشق و عشق چیزی فراتر از ایناست، شاید بتونم با یک مثال دیگه هم مطلبمو بیان کنم؛ وقتی که ما دو تا دوست داریم بیشتر به طرف اون فردی جذب می شیم که بیشتر به ما محبت کنه، بیشتر ما رو دوست داشته باشه و از هر نظر ما رو بر دیگران ترجیح بدهد اما عشق طور دیگه ایه یعنی اینکه ما به خاطر خود اون عشق به طرفش بریم نه به خاطر عشق اون عشق به خودمون. یعنی اینکه ما به خاطر اون عشق راهی رو انتخاب کنیم که ردپاشو اونجا می بینیم.
به امید دیدار عشق گمشده ی ما آدمها

هوای کوی تو از سر نمی رود آری
غریب را دل سرگشته با وطن باشد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 13:10  توسط مسافر تنها...
|