دهه مبارک فجر وسالگرد طلوع خورشید انقلاب اسلامی مبارک


عشق یعنی......
عشق يعني دائما در اضطراب
عشق يعني تشنگي در شط آب
عشق يعني لاله پر پر شدن
عشق يعني در رهش بي سر شدن
عشق يعني عاشق شيدا شدن
عشق يعني گم شدن پيدا شدن
عشق يعني مبتلا گشتن به درد
عشق يعني عقل را تو کردي طرد
عشق يعني هر دمي در جست وجو
عشق يعني هجرت از من تا او
عشق يعني حرف او بر روي چشم
عشق يعني صبر در هنگام خشم
عشق يعني دلبري دل ماندگي
عشق يعني غربت واماندگي
عشق يعني همچو آتش سوختن
عشق يعني چشم بر او دوختن
عشق يعني دائما در درد و رنج
عشق يعني يافتن صد کوه گنج

زندگی به من آموخت که چگونه گريه کنم
امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگی کنم
تو نيز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم
امّا به من نياموختی که چگونه فراموشت کنم

اگه می خوای بری برو
از خواستن تو می گذرم
نگاه به گریه هام نکن
من از تو بی وفا ترم
عشق
نه آموختنی ست
و نه ياد دادنی
تنها پذيرفتنی ست .
پذيرشی نه از سر تعقل
نه از سر تفکر
و نه حتی از سر تعهد .
ميوه ای ست نا خواسته
عشق
فرياد روح است
آنگاه که در تنهاييش طغيان می کند
بانگ توفنده جسم است
هر گاه که به بندش در کشی و
خواهشی ست بر خواسته از عمق جان .
نه آموختنی ست
و نه ياد دادنی
تنها پذيرفتنی ست
هميشه نگاهت در پی کسی بود که نگاهش در پی ديگری بود.....
شبی خواب عجيبی ديدم ...ديدم بين فرشتگان هستم و به کارهای انان نگاه ميکنم ..هنگام ورود دسته ای از فرشتگان را ديدم که سخت مشغول کار بودن ... و تند تند نامه هايی را که توسط پيکها از زمين ميرسيد را باز ميکردند و داخل جعبه ميگذاشتند...پرسيدم: شما چيکار ميکنيد؟ .. فرشته در حالی که عجله داشته گفت: اينجا بخش دريافت است و ما دعا ها و در خواست مردم را از خداوند تحويل ميگيريم ...کمی جلوتر تعدادی فرشته را ديدم که کاغذ هايی را داخل پاکت ميکردند و انها توسط پيکی به زمين ميرساندند ... پرسيدم شما چه ميکنيد؟؟ گفت ما لطف و رحمت خداوند را برای بندگان ميفرستيم ....کمی جلوتر ....يک فرشته را ديدم که بيکار نشسته گفتم چرا بيکاری؟؟؟گفت اينجا بخش تصديق است ... مردمی که دعاهايشان مستجاب شده بايد جواب بدن....گفتم مردم چه جوری بايد جواب بدن؟؟؟گفت : کاره ساده ای است کافی است بگويند:..خدايا شکرت
حرف اخر: خدايا فقر دلم را ثروتی بده که محتاج ... روزگار نشم .... يا حق

دل خسته ام ...........
دل خسته ام از اينجا- از آدماي دنيا- همين امروز و فردا- دل می زنم به دریا -سر ميذارم به کوهها -ميرم به اونجايي که -غريبه باشم با همه- اينجام باز م غريبم -غريبه در غريبم !!!!!!!!!! -غربت من با خودمه -با همه اس -نميدونين چي مي کشم- از اين همه غريبي- غريبه با آشنام !!!!!!!!!!!! -درد بزرگيه -غريب باشي با آشنا (دردت و نفهمن و تو ماني و غربتت ) -تو ازدحام آشناها -غريبه توي غربت- يکي باشه مث من-...................... ................................................. خدايا غريب در غريبم ...
کاش........
کاش انگیزه ای داشتم
برای بودن...............
برای دم زدن ..................
برای نفس کشیدن.........................
برای زنده بودن .......................................
و برای زندگی کردن ..........................................
کاش که این کاش ها نبودن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
......................................................................................................
دست کدوم غزل بدم نبض دل خسته مو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
........................................................
نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم
خدایا ..........



خدایا :
حرفای دلم رو به تو نگم به کی بگم ؟ به کی ؟؟؟؟؟؟؟؟نمی دونم ..........کسی رو نمی شناسم که تا این حد با هام رو راست باشه و اینقدر که من اذیتش می کنم ازم دلگیر نشه ...خدایا از صبر خودت به منم بده تا بتونم تحمل کنم رگبار نگاههای بی جواب رو .......خدایا قلبم رو شفا بده که بجز به نیکی ها فکر نکنم ...خدایا ذهنم رو از انجماد فکری حفظ فرما ....خدایا احساسم رو از یخ بستن مصون دار...خدایا روحم رو از اسارت کبر و ریا و غرور آزاد کن ...
آه ای خدایم منو ببخش اگه یه موقع هایی کم میارم و زمین و زمان رو بهم .............
خدایم منو دریاب ....زمستون سردیه ...خیلی سرد .....
