تبليغاتX
تنها غزل

تنها غزل

بی تو هرگز نمی خوام به آرزوهام برسم ... با تو عمری می تونم به هر چی می خوام برسم

حرف آخر

 

با تو از ستاره گفتم با تو از ترانه گفتم
با تو از هر چی که خواستی شعر عاشقانه گفتم

با تو گفتم که قناری چه جوری عاشق باغه
دستای لرزون عاشق چرا اینقدر داغ داغه

با تو گفتم عشق و ایثار راه و رسم تازه ای نیست
اسم موندگار عاشق اسم کم آوازه ای نیست

تو تموم قصه هامو چه صبورانه شنیدی
اما حرفی که نگام گفت هرگز و هرگز ندیدی

پر کشیدی پر کشیدی برای همیشه رفتی
حرف آخرم بجا موند وقتی پشت شیشه رفتی

با تو از بازی تقدیر از زیاد و کم نگفتم
با تو از یه دنیا گفتم اما از خودم نگفتم

ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین (ع)! ای جوان رعنا و رشید حسین (ع) ای علی (ع) را یادگار! ای علی اکبر! گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت را دل دل خود، جمع داشتی، لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نمایی و تمثال قدم های رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی. تو که در صورت و سیرت شبیه ترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)! ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 12:0  توسط مسافر تنها...  |